تبليغاتX
گوزن زرد - این هم از اعترافات سبز من !

گوزن زرد

SPEAK TO THE EARTH,AND IT SHALL TEACH THEE.

اعتراف !

اعتراف اون هم از نوع سبز ، ایده ی جالبیه . مخصوصا اینکه همین یاد آوری مجدد میتونه ما رو به این وا بداره که حداقل از تکرار اونها  توسط کوچولو های دیگه جلوگیری کنیم .

اعتراف سبز !

من هم مثل همه ی بچه ها شیطنت های زیادی چه در دوران کودکی و چه حتی شاید در همین اواخر داشتم . نوشتن از اون شیطنت ها و به رشته تحریر در آوردنشون یه کمی مشکله ، اما شاید بشه گفت برای هرکس این نوع یادآوری ها و دقتی که برای جستجو در خاطراتمون انجام میشه ، لازم باشه .

طبق قوانین این بازی یا همون اعتراف سبز من هم به نوشتن چند مورد از اونها چه مثبت و چه منفی بسنده میکنم .

  •  از گذشته اگه بخوام بگم چیزی که هنوز هم در یادمه ، برمیگرده به تابستون های دوران کودکی و ملخ هائی که تو اون فصل سر و کله شون پیدا میشد ! به یاد کارتونی که اون روزها از تلویزیون پخش میشد ( فردی مورچه سیاه ) ملخ ها رو میگرفتم و دور سرشون یه نخ میبستم و دنباله ی اون نخ رو به دستمون میگرفتیم . ملخ های بیچاره برای رهایی از این بند ها می پریدند و ما هم با افکار اینکه ما هم اسبی مثل اسب فردی که یک ملخ بود داریم ، اینجوری موجب آزار اونها میشدیم . الان که یادم می افته هم واسم تاثر برانگیزه و هم در کنارش کمی خنده دار !
  • ماهیگیری هم از کارایی که چه در گذشته و حتی چه در همین اواخر مورد علاقم بوده و انجامش می دادم . البته با تفکراتی که در حال حاضر نسبت به تمام موجودات و محیط زیست پیدا کردم دیگه مثل گذشته به راحتی و با همون لذت به این کار نمی پردازم .
  • مصرف عطر و اتکلن و اسپری ها ، که با اینکه میدونم چه تاثیرات مضری برای هوا دارند اما همچنان به استفاده از اونها می پردازم !
  • راستی ، یادم میاد  تو سنین ۶ - ۵ سالگی من هم چند تا جوجه رنگی داشتم . اما یه روز  دسته گلی به آب دادم که هنوز هم یادآوریش ناراحتم میکنه . اونروز با افکاری که از قربانی کردن گوسفندها در ذهنم داشتم عین همون کار رو واسه یکی از اون حیوون های بی زبون پیاده کردم! اینکه چه جوری دلم اومد رو یادم نیست . اما یادمه که بعدش هم کلی با آبجیم واسش گریه کردیم و بعدش هم تو باغچه ی خونه به همراه همدیگه دفنش کردیم ..

و اما کارهایی که شاید بشه از اونها به عنوان کارهای سبز و مثبتم یاد کرد ،

بودن در این فضای سبز وبلاگها و داشتن دوستان سبزتری که باعث تغییرات بزرگی در نوع نگاهم به محیط زیست و حتی نحوی زندگی من شدند ، فکر میکنم یکی از راه ها و شاید شاخه های مفید و اثرگذار اونم ازنوع مثبت انتخابی من در طول دوران زندگیم  بوده و هست !

  • ( میخوام از کارهای سبزی که انجام دادم بنویسم اما کثرت اونها رو به وضوح در همین یک سالی که با این محیط آشنا شدم می بینم ) مثل گذاشتن خورده نان ها و خورده غذاهایی برای گنجشک ها و پرنده های دیگه که در فصل سرما به حیاط ما می اومدند ، هرچند مانند سال های گذشته بوده اما در زمستانی که گذشت با جدییت بیشتری این کار دنبال کردم و یا غذاهایی که برای گربه های حداقل کوچه ی خودمون میگذاشتم . البته این مهربان تر شدنم رو با گربه ها( موجودات ترس برانگیز دوران کودکی ) شاید مدیون دوست خوبم ژاله جان باشم .
  • از کارهای خوب و سبز دیگه ای که انجامش میدم و شاید بر میگرده به سازگار شدنم با محیط کوهستان به خاطر سال های زیادی که به ورزش کوهنوردی پرداختم و از کودکی با من عجین شدند ; سعی در نگهداری از محیط کوهستان ، پاکسازی هایی که هر چند وقت یک بار همراه با همنوردانم انجام میدیم و برخورد با کسانی که این اصل ( رعایت پاکیزگی ، رعایت حقوق حیوانات و پرندگان ساکن کوهستان و حتی مراقبت از محیط طبیعی و ... ) رو زیر پا میگزارند .
  •   انتقال اطلاعات سبزی که از دنیای وبلاگ نویسان سبز  به دست میارم به افراد خانوادم که به نظرم باعث آگاهی بیشتر اونها از محیط زیست و مادرمون زمین میشه . و حتی باعث ترغیب اونها برای انجام کارهای سبز و مفید  !
  •  استفاده ی مجدد (یه جور ی که باز هم قابل استفاده بشن برام ، البته در هویت جدیدشون )خیلی از زباله هایی که باعث ایجادشون خودم بودم ( از ظروف شکسته گرفته تا خورده کاغذ ها و ... ) 

و در آخر هم ضمن تشکر از دوست خوبم خانم متین فرکه من رو به این بازی دعوت کردند ، من هم از چند تن از دوستان سبز اندیشم دعوت میکنم که به اعترافات سبزشون بپردازند .

آقای فرشید فاریابی وبلاگ سرود کوهستان , آقای محمد جوان وبلاگ جامه دران , آقای رامیار وبلاگ کوهستان , آقای مهرزاد فرضی وبلاگ عکس های زیبای کوهستان , آقای حسن نجاریان وبلاگ کوه mountain  و نویسندگان وبلاگ برای سبز نگه داشتن زمین .

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت   توسط گوزن زرد   |